کد خبر: ۳۶۴
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۷ - ۰۲:۵۱
درآمدی بر پیش بینی های اقتصاد آشفته ایران
چندی است که قیمت دلار و طلا و به تبع آن سایر کالا ها اوج گرفته است و به اصطلاح نجومی شده است گویا این نجومی لعنتی نمی خواهد دست از سر ایران بردارد حقوق های نجومی ، املاک نجومی ، اختلاس نجومی ، دلار نجومی و ... .
درآمدی بر پیش بینی های اقتصاد آشفته ایران

چندی است که قیمت دلار و طلا و به تبع آن سایر کالا ها اوج گرفته است و به اصطلاح نجومی شده است گویا این نجومی لعنتی نمی خواهد دست از سر ایران بردارد حقوق های نجومی ، املاک نجومی ، اختلاس نجومی ، دلار نجومی و ... .
بعید نیست برخی تحلیل گران گناه را به گردن پیشینیان ایرانیان بیندازند چرا که زیاد با علم نجوم سر و کار داشته اند و لابد مردم این علم را از نیاکان خود آموخته و به ارث برده اند!
به هر روی بازار تحلیل هم همچون همیشه داغ داغ است و خوشبختانه هر چه نظریه اقتصادی و غیراقتصادی در گوشه کتابخانه ها خاک می خورد اکنون به صحنه آمده و نقل مجالس شده است به طوریکه در حال حاضر همه مردم ما یک پا نظریه پرداز اقتصادی شده اند. 
اگر کمی در رسانه های دیداری ،  شنیداری و نوشتاری و محافل عمومی سیر کنیم به ملغمه ای از نظریات متناقض و متضاد بر می خوریم که انسان را به حیرت وا می دارد و اینجاست که درک این همه تضاد و تقابل قبل از درک محتوای خود این نظریه ها در اولویت قرار می گیرد.
برای روشن شدن موضوع نگاهی گذرا به برخی از این نظریات مطرح که در ادامه می آید بیندازید . برخی از تحلیل گران ریشه مشکل ارز و اقتصاد را سیاسی و نتیجه تحریم ها می دانند بعضی دیگر مشکل را داخلی دانسته و حاصل  سیاست خارجی نادرست در برابر بیگانگان و نبود عزم و عمل انقلابی بیان می کنند ، در سطح سیاسی سلسله نظریات مطرح ، طیف وسیعی از توطئه دشمنان خارجی گرفته تا توطئه دولت و اصول گرایان حاضر در نهادهای انتصابی را در بر می گیرد ، تعدادی دیگر از اظهار نظر های به اصطلاح کارشناسی نیز به قرار زیر است: 
 انباشته شدن تورم و تثبیت مصنوعی نرخ ارز در گذشته ،  حجم نقدینگی ، دخالت دولت در بازار ارز ، عدم دخالت دولت در بازار ارز و رها کردن آن ، ورود بانک ها به سفته بازی و سرمایه گذاری در بازار ارز ، خروج سرمایه توسط ثروتمندان ، خرید و خروج ارز توسط مدیرانی که بیم سقوط حاکمیت دارند ، عدم ورود ارز به کشور توسط دولت و حیف و میل آن در آشفته بازار موجود ، پس انداز ارز توسط حاکمیت در بانک های خارجی برای روز مبادای ناپایداری های سیاسی ، ارسال ارز برای حزب الله و سوریه و یمن و عراق و ... برای مبارزات سیاسی احزاب و گروه های همسو ،  تبلیغات روانی دشمن ، بی اعتمادی مردم به دولت ، بی اعتمادی مردم به حاکمیت ، سودجویی ، خودخواهی و فرصت طلبی مردم ،   ناکارآمدی دولت ،  فساد دولت و حاکمیت ، نقشه عامدانه دولت برای اجبار حاکمیت به سر کشیدن جام زهر ،  نقشه جناح رقیب دولت برای برکناری دولت ، زمینه سازی احزاب رقیب برای انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری از طریق ایجاد نارضایتی و ناامیدی در مردم ، جمع آوری و خرید ارز توسط نهادهای اقتصادی نظامی ، اخلال در بازار توسط برخی شرکت های وابسته به نهاد ها و آستان ها و...
این موارد و موارد دیگر مشت نمونه خرواری است  که توسط دوست و دشمن در آشفته بازار موجود ارائه شده و مردم بهت زده کشور را آماج حملات بی امان خود قرار داده است به طوریکه امروزه بازار تحلیل از بازار ارز و اقتصاد داغ تر شده است و اغلب مردم بینوا بی آنکه کاری از دستشان برآید مشتری پر و پا قرص تحلیلگران و پیش بینی های پیشگویان اقتصادی و سیاسی از این سو و آن سوی مرزها شده اند.
 بیش و پیش از راست آزمایی این تحلیل ها چند نکته اساسی باید مورد توجه جدی قرار گیرد   اصولا صحنه اقتصاد ایران که اکنون جولانگاه انواع تئوری های ثابت شده و نشده اقتصادی و غیر اقتصادی شده است متاسفانه اغلب اوقات از نظریه های علمی پیروی نمی کند و چنانچه بخواهیم از لابلای اصول مسلم علمی رفتار مصرف کننده ، تولید کننده ، سیاستمدار و  یا هر بخش دیگری از کشور را پیش بینی نماییم راهی به یقین خطا پیموده ایم.
نکته قابل تامل دیگر این است که در اقتصاد خرد و کلان  تنها چند متغیر قابل کنترل را می توان در معادلات اقتصادی وارد  کرد و این نظریه های علمی در بهترین حالت با فرض ثابت ماندن سایر متغیر ها طراحی شده اند  و از آنجا که اقتصاد ایران متاثر از صدها متغیر اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی غیر قابل کنترل است لذا علم اقتصاد و سیاست و اساتید آکادمیک ایران و جهان عاجز از ارائه هر گونه  تحلیل و پیش بینی منطقی و مستدل واقعی برای وضعیت موجود یا آینده کشور هستند و هر آنچه تحت این عنوان به خورد مردم داده می شود صرف نظر از عامل آن ، مملو از اغراض سیاسی است.
اگرچه اقتصاد به طرز عجیبی با سیاست عجین گشته و متاثر از آن است ولی این مساله با دخالت اغراض و اهداف سیاسی در تحلیل اقتصادی و حتی سیاسی بی طرفانه آشکارا متفاوت است ، به عبارت دیگر اگرچه سیاست در اقتصاد موثر است ولی در تحلیل اقتصادی نباید موثر باشد مگر اینکه تحلیل گر خود یک سیاستمدار باشد.
لذا همین جا مطلب اصلی که این مقاله به آن نظر دارد رخ می نماید و نگارنده ، علت العلل آشفتگی و تضاد در نظریه های موجود را غش داشتن آنها به وجود ناخالصی غرض و شاید هم مرض سیاسی تصور می کند و اگرچه ممکن است اغلب این گمانه زنی ها در عالم واقعیت صحت داشته باشند ولی نمی توان به هم زمانی یا تاثیر قابل توجه همه آنها در وضعیت موجود اقتصادی کشور اذعان نمود. به عنوان نمونه برخی کارشناسان اقتصادی ، دخالت قهری دولت در بازار ارز را عامل تورم و افسارگسیختگی آن می دانند و از قضا عده ای دیگر معتقدند که دولت بازار ارز را به حال خود رها کرده و این بی تفاوتی باعث تلاطم بازار و ثبت رقم های نجومی در آن شده است و پوشیده نیست که دو علت متضاد نمی تواند عامل یک رویداد مشابه باشد.
در انتها باید متذکر شد که آنچه اغلب مردم برای رفتارهای اقتصادی خود به آن تکیه می کنند نه تحلیل های سیاست زده این طرف  مرزی است و نه کارشناسی های غرض ورز آن سوی مرزها  ، بلکه آنچه بر عمل مردم حاکمیت دارد رفتار گذشته حاکمیت است و این اصل تا بدانجا پیش می رود که برخی اوقات توصیه مسوولین نتیجه عکس می دهد و اگر کسی در تحلیل این رفتار ، مردم را خیانت کار قلمداد کند قطعا بهره ای از آگاهی و ایضا انصاف نبرده است و اگر کس دیگری مسوولین نظام را از این منظر پند دهد که به تغییر رفتار گذشته مبادرت ورزند زمان و زبان خود به بطالت برده چرا که اغلب مسوولین علی رغم همه تبلیغات و فضاسازی ها به رفتار گذشته خود و حاکمیت مفتخرند و پایداری نظام را نتیجه مستقیم همین سیاست ها می پندارند .
در پایان ذکر این مهم ضرورت دارد که اگرچه نگارنده باکی از نقد و اظهار دیدگاه خود ندارد ولی این مقاله صرفا تحلیل وضعیت موجود است و در پی ارزشگذاری یا صحت و سقم هیچ یک از گمانه زنی های اقتصادی و سیاسی و گفتمان های موجود کشور و درستی یا نادرستی سیاست های گذشته کشور نیست .
نویسنده : یعقوب پناهی فر
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نرخ ارز